السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

633

تفسير الميزان ( فارسي )

، « إِنَّ اللَّه يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ » « 2 » ، « إِنَّ اللَّه يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ » « 3 » و آياتى ديگر از اين قبيل . و اگر شما خواننده عزيز آياتى را كه آثار اين اوصاف و فضائل را شرح مىدهد آمارگيرى كنى به خصال ستوده بسيارى دست مىيابى و متوجه مىشوى كه همه آنها به اين معنا برگشت مىكند كه صاحبان اين خصال همان افرادى هستند كه قرآن كريم وارث زمينشان خوانده و دارندگان عاقبة الدارشان معرفى نموده ، هم چنان كه آيات مورد بحث نيز به اين خصوصيات اشاره نموده و در يك كلامى جامع فرموده : « وَالْعاقِبَةُ لِلتَّقْوى » « 4 » كه ان شاء اللَّه العزيز در جاى مناسبى معناى همين كلام جامع را شرح داده بيان مىكنيم كه چگونه عاقبت از آن تقوا است . * ( « أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ » ) * كلمه « اذلة » جمع كلمه ذليل و كلمه « اعزة » جمع كلمه عزيز است ، جمله : * ( « أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ » ) * كنايه است از شدت تواضعشان در برابر مؤمنين تواضعى كه حكايت از تعظيم خدا ولى آنان داشته باشد ، خدايى كه ايشان نيز اولياى اويند و جمله : * ( « أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ » ) * كنايه است از اينكه اين اولياى خدا خود را بزرگتر از آن مىدانند كه اعتنايى به عزت كاذب كفار كنند ، كفارى كه اعتنايى به امر دين ندارند ، هم چنان كه خداى تعالى پيامبر خود را همين طور ادب كرده ، و به وى فرموده : « لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِه أَزْواجاً مِنْهُمْ وَلا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَاخْفِضْ جَناحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ » « 5 » ، و اگر كلمه « اذلة » را با حرف « على » متعدى كرده ، شايد علتش اين بوده كه در خصوص اين مورد معناى شفقت و يا ميل در آن تضمين شده . « 6 » * ( « يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّه وَلا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ » ) * در اين دو جمله دو مطلب داريم اما در جمله اول اين است كه اگر در ميان همه فضائل

--> ( 1 ) خدا كسانى را دوست مىدارد كه چون بنيانى ريخته شده از قلع در صف جهاد مىايستند و در راه او جهاد مىكنند . « سوره صف ، آيه 4 » . ( 2 ) « سوره آل عمران ، آيه 159 » . ( 3 ) « سوره بقره ، آيه 222 » . ( 4 ) سر انجام نيك از آن تقوا است . « سوره طه ، آيه 132 » . ( 5 ) به زر و زيورهايى كه ما به بعضى از خانواده هاى كفار داده‌ايم تا چند صباحى سر گرم آن باشند چشم مدوز و بر زندگى آنان غبطه مخور ، بلكه در برابر مؤمنين خضوع و تواضع كن . « سوره حجر ، آيه 88 » . ( 6 ) الكشاف ج 1 ص 648 .